تبليغاتX
عیسای مسیح دیروز امروزوتا ابد همان است
عیسای مسیح دیروز امروزوتا ابد همان است
هر کجا که روح خداهست در انجا ازادی است

2009/11/10 :: 7 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

گل سرخ شیشه ای

 

دخترک خاکستری پوش در میان رنگ خانه های سنگی اطرافش گم شده بود , خانه های سر به فلک کشیده خاکستری رنگی که خیابان وسیع زندگی را محاصره کرده بودند , خیابان خاکستری رنگی که دخترک خاکستری پوش را در خود جای داده بود. دخترک خاکستری پوش در آن ساعات آغازین روز , تک و تنها در هاله ای از رنگ های طوسی که با روشنی هوا می رفت تا شروعی به رنگ خود داشته باشد در گوشه ای زیر چراغ خاموش شده از شب قبل ایستاده بود و با نگاه هراسانش اطراف را می کاوید و دستان لرزانش گل سرخ شیشه ای ای را در میان انگشتان خود مضطربانه می چرخاندند . سکوت و تنهایی در فضا موج می زد.دخترک گل سرخ شیشه ای خود, تنها رنگ متفاوت در آن محیط را, در زیر کت مندرس طوسی رنگش , روی قلب کوچکش جای داد و به انتظار نشست, در آن صبح تنهایی زندگی , در خیابان طوسی رنگ محاصره شده میان خانه های سنگی , تکیه زده به ستون چراغی خاموش شده , با نگاهی امیدوار, جستجوگرانه در انتظار یافتن امیدی برای بقای آن گل بود.

*******

نگاهشان از دور بهم گره خورده بود, در هر قدمی که غریبه در طول آن خیابان سنگی زندگی از میان دیگر عابرین بسمت او برمیداشت, این نگاه نزدیک تر می شد. دخترک قلبش به تپش درآمد, خون به صورتش دوید, ده قدم, نه قدم, هشت قدم ......سه قدم ... غریبه همچنان نگاه در نگاه او گام به گام به او نزدیک تر می شد. دستان دخترک از زیر کت مندرس طوسی رنگش محکمتر به دور گل سرخ شیشه ای اش فشرده شدند. یک قدم و حالا ... دخترک گل سرخ شیشه ای اش را به سمت غریبه گرفته بود. غریبه ایستاد و همچنان که با تعجب به گل چشم دوخته بود کیف کارش را روی زمین گذاشت , بعد از دقایقی گل را از دستان دخترک هیجان زده گرفته در دستان خود چرخاند. خریدارانه گل کوچک را زیر و رو کرد و لبخند تمسخرآمیزی به لب نشانده گل بی ارزش را انداخت و کیف کارش را برداشته به راه خود ادامه داد. یک قدم , دو قدم, سه قدم ... و همچنان دور شد تا اینکه از نظر ناپدید گشت . اما هزاران هزار تکه شکسته شده گل سرخ پخش شده روی زمین در زیر تابش اشعه های تازه از خواب بیدار شده آفتاب که با کنجکاوی سر برآورده  بود تا چهره دخترک را ببیند می درخشیدند , همچنان که قطرات اشک بر گونه های دخترک که خم شده بود تا تکه های گل سرخش را از روی زمین جمع کند , می درخشیدند, قل می خوردند و در کنار قطعات شیشه ای گل سرخ جمع شده در دستانش جای می گرفتند.

*******

غریبه دیگری در کنار او خم شد و در جمع کردن قطعات شیشه ای گل سرخ به کمکش پرداخته قطعات شکسته گل را ناشیانه و جابجا بهم چسباند. گرچه این غریبه قصد کمک داشت لیکن شیارهای عمیق پیکره گل تغییر شکل داده, زخم های دردناک گذشته شکسته اش را فریاد می زدند.دخترک همچنان می گریست. غریبه دیگر چه می توانست برای گلی این چنین شکسته انجام دهد؟ پس دخترک را بحال خود رها کرده از آنجا رفت.

*******

غریبه سوم , کتاب به دست آمد. او هم به قصد کمک نظری بر آن گل شکسته افکند. بدنبال یافتن چاره کتابش را گشود. ساعت ها گذشت. افکار غریبه لابلای واژه های کتابش گم شده بودند. گل شکسته به فراموشی سپرده شده بود. بار غمی کهنه همچنان بر سینه دخترک سنگینی می کرد. درحالیکه غریبه واژگان کتاب را برایش روخوانی می کرد, او آرام آرام از آنجا دور شد . گوش هایش از واژه پر شده بودند, او بدنبال مرهمی برای شکستگی های گلش بود.



در ادامه مطلب   برگرفته از http://www.onlinekelisa.com

*******

ارسال شده در : 2009/11/10 ساعت 7 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2009/10/30 :: 5 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
اكنون به شرح مختصرى از اعتقادات شاخه‌هاى مختلف مسيحيت مى‌پردازيم. لازم است كه در اين جا تأكيد شود كه اين شاخه‌ها يا فرقه‌هاى مختلف مسيحيت در اساس متحدند. همه ايمان دارند كه 66 جزوه كتاب مقدس الهام خداست، خداى واحد خود را در سه اقنوم يعنى پدر و پسر و روح‌القدس ظاهر فرموده و تثليث اقدس جزء اركان ايمان آنان مى‌باشد. آنها معتقدند كه عيسى مسيح پسر يگانه خدا، و اقنوم دوم از تثليث از مريم باكره جسم گرفت و به دنيا آمد و بالاى صليب كفاره گناهان بشر را داد، مرد و روز سوم قيام فرمود و بر دست راست خداى پدر نشست... اما اختلافاتى نيز با هم دارند كه ضمن بيان اعتقاداتشان مشخص خواهد گرديد.

كليساى كاتوليك
كلمه كاتوليك يعنى جامع و عالم‌گير. مى‌گويند كه اولين بار "ايگناتيوس" (در حدود سال‌هاى 110- 115 ميلادى) از اين كلمه استفاده نموده است. كليساى كاتوليك الهامى بودن كتاب مقدس را قبول داشته و به كتاب‌هاى اضافى (آپوكريفا) نيز معتقد است. از جمله ديگر اعتقادات اين كليسا عبارتند از: تعميد آب كه شرط عضويت در اين كليسا محسوب مى‌شود. (اطفال و افراد بالغ را با ريختن آب روى سر يا غسل كامل در آب تعميد داده سپس آنها را با روغن مقدس مسح مى‌كنند و با دست‌گذارى، ايمان‌داران را تأييد مى‌كنند). معمولا دست‌گذارى افراد را اسقف انجام مى‌دهد اما كشيش نيز اجازه اين كار را دارد.معمولا به هنگام اجراى مراسم عشاء ربانى فقط نان را به اعضاى عادى كليسا مى‌دهند. كليساى كاتوليك معتقد است كه جسم و خون مسيح عملا در نان و پياله عشاء ربانى حضور دارند. با اجراى مراسم توبه مخصوص (معمولا توأم با رياضت)، گناهان بعد از تعميد بخشوده مى‌شود. از روغن مسح براى بيماران شديد، آسيب‌ديدگان و سالمندان استفاده مى‌شود. آيين برانگيختن افراد به مقام شماسى، كشيشى و اسقفى به طرز خاصى اجرا مى‌شود. ازدواج نيز يك آيين مقدس است كه با هيچ قدرت بشرى قابل لغو شدن نيست. بنابراين كسى نمى‌تواند بعد از طلاق مجددا ازدواج نمايد. اعضاى كليسا موظف هستند كه در مراسم نماز مخصوص يكشنبه و ساير روزهاى مقدس شركت نموده، هم چنين روزهايى معين پرهيز و روزه داشته و اقلا سالى يكبار گناهان خود را نزد كشيش اعتراف كرده، عشاء مقدس ربانى را در ايام عيد پاك (عيد قيام) بگيرند، براى تأمين هزينه زندگى شبانان از مال خود به كليسا بدهند. اعضاى كليسا موظفند كه مقررات مربوط به ازدواج كليساى كاتوليك را رعايت نمايند.

مادر خدا: اين لقب در شوراى افسس به تاريخ 431 ميلادى به مريم مقدس مادر عيسى مسيح داده شد. هرچند قصد از به كار بردن اين لقب، نشان دادن الوهيت مسيح و مبارزه با اسقف نستوريوس بود كه نمى‌توانست قبول كند طفلى كه از مريم متولد شد همان خدا باشد. متأسفانه به تدريج با به كار بردن اين لقب براى مريم، اين عقيده پيدا شد كه مريم قابل پرستش است. هرچند بسيارى از كاتوليك‌هاى روشن فكر كه با كلام خدا آشنايى دارند، پرستش مريم را نمى‌پذيرند ولى به طور كلى بسيارند كسانى كه در اين كليسا به مريم و مقدسين دعا مى‌كنند. بديهى است كه اين امر با تعليم خداوند ما عيسى مسيح كه فرمود به نام او دعا كنيم مغايرت دارد. (انجيل يوحنا 14: 13 و 14 و نيز اعمال رسولان 4: 12 را ملاحظه كنيد). منزه بودن مريم از گناه نيز عقيده ديگرى است كه در كليساى كاتوليك مورد قبول واقع شده و مقصود اين است كه از همان لحظه‌اى كه مادر مريم حامله شد، وى از آلايش گناه ذاتى مصون مانده است.
صعود مريم به آسمان: در تاريخ اول نوامبر 1950 پاپ پيوس دوازدهم اين عقيده را جزء اعتقادات رسمى كليساى كاتوليك روم اعلام نمود. طبق اين نظريه پس از اين كه مريم مقدس زندگى جسمانى خود را به پايان رسانيد با جسم و جان زنده به آسمان صعود نمود.

در ادامه مطلب

ارسال شده در : 2009/10/30 ساعت 5 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2009/9/3 :: 1 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

.

 در درجه اول) او از ابد بود؛ یعنی اینکه او خاصیّت ابدی دارد. (یوحنا ۱,۱۰تا ۱۸؛  در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود………..۱۴ کلمه خدا انسان شد و در روی این زمین و در بین ما زندگی کرد.”

دردرجۀ دوم،  چون وقتی که مسیح انسان شد یعنی او به خود گوشت و خون گرفت از گناه آدم ارث نبرد، یعنی او وقتی که در رحم مریم باکره بوسیله روح القدس گزاشته شد از گناه آدم ارث نبرد چون آدم پدر عیسی نیست. پس بنا براین عیسی بی گناه و از ازلیت آمد. 

در درجه سوم، عیسی زندگی کاملأ پاک و بی گناهی را گذرانید. (اول پطرس ۲:۲۲، “…. که هیچ گناه نکرد و مَکر درزبانش یافت نشد، یوحنا ۸:۲۹ “……..من همیشه کارهای پسندیده او را انخام میدهم”

دردرجه چهارم)، او با معجزه های مختلف مسیح بودنش را ثابت کرد. ( لوقا ۷:۱۸۰۳۵)،

در درجه پنجم)، او با مرگ خود روی صلیب جزای گناهان همه را پرداخت کرده- دفن گشته و روز سوم بر مرگ پیروز شده و از مرگ برخواسته خداوندی خود را ثابت نموده و با این کار عمل پرداخت جزای گناه را یک باره و برای ابد به انجام رسانید. مسیح در‫لحظه اخر گفت؛ تمام شد” ؛ یوحنا ۱۹:۳۰ )، یعنی عمل بازخرید انسان به انجام رسید. عیسی با این عمل تمام پیش گویی های پیام بران پیشین را به انجام رسانید. اشعیای نبی میگوید؛ ( ۳:۱۰،۱۱ ” امّا خداوند را پسند امد تا او را مضروب نموده، به دردها مبتلا سازد. چون جان او را قربانی گناه ساخت.” غلاطیان ۳:۱۳، “امّا مسیح، لعنتی را که در اثر گناهان ما بوجود آمده بود، بر خود گرفت و ما را از هلاکتی که این روش «شریعت» پدید آورده بود، رهایی بخشد، روشی که انجامش غیر ممکن بود. بلی، مسیح، لعنت ما را بر خود گرفت، زیرا در تورات آمده است: «ملعون است هر که به دار آویخته شود.» (عیسی مسیح نیز به دار صلیب اویخته شد.) 

مسیح چنین گفت ؛ “کسی محبّت بزرگتر از این ندارد که جان خود را بجهت دوستان خود بدهد.” (یوحنا ۱۵:۱۳ ) و او همچنین گفت، ؛ من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس نزد پدر جز به وسیله من نمی آید.‫” یوحنا ۱۴:۶  

 ‫‌در کتاب رومیان در عهد جدید میخوانیم  ۶:۲۳، “زیرا که مزد گناه موت است، امّا نعمت خدا حیات جاودانی ست در خداوند ‫ما عیسی مسیح .” طبق این آیه حق ما انسانها موت ابدی می باشد و این موت را در جهنم خواهیم گزرانید و این موت را کتاب مکاشفه موت دوم خطاب مکند. مکاشفه ۲۰:۱۴، “و موت و عالم اموات به دریاچة‌ آتش انداخته شد. این است موت ثانی، یعنی دریاچة‌‌ آتش.” 

‫در رومیان ایه ۲۳ و باب ۳ مخوانیم که؛ “مزد گناه مرگ است ولی هدیه خداوند زندگی ابدیست در خداوند عیسی مسیح.” چون ما در اعمال پلید غرقیم ‫و در پیش او تباه کار شمرده شده و نمی توانیم با هیچ عمل خوب خود را تبرعه کنیم، و چون خداوند قاضی حق است و او به هیچ وجح گناه را حتی هر اندازه که در نظر ما حقیر باشد نادیده نمیگیرد، حتی یک دروغ تنها را، ولی اوحاظر است ما را عفو کند در حق مسیح عیسی.

 ‫چرا؟ چون وقتی ما به پیش خدا آمده در دعا توبه می کنیم، (توبه یعنی پی بردن به اینکه ما در راه اشتباه هستیم و حاظریم به آن تن در داده با خدا موافقت کنیم و به سوی او باز گردیم ) و مایلیم به گناهکار بودن اقرا کنیم و پی ببریم که به هیچ وجه قادر به پاک نمودن گنهان خود نبوده نه با اعمال خوبمان و نه با اطاعت از شریعت؛ با اگاهی به این حقیقت به سوی خداوند زانو زده مثل یک گدای بی چیزو بی چاره وسیله عفوی را که در عیسی مسیح برای ما محیّا ساخته است ‫بپزیریم. وقتی ما این عمل را در ایمان انجام دهیم، خداوند که پرداخت بهای گناه تمام گناهانمان را از دست مسیح پزیرفته است ما را می بخشد و درعوض و به اظافه به ‫ما زندگی نو را هدیه می دهد. انجیل در کتاب افسیان باب دوم آیه های ۸و ۹ تعلیم میدهد که،  ” زیرا که محض فیض نجات یافته اید، به وسیله ایمان و این از شما نیست بلکه بخشش خداست، و نه از اعمال تا هیچ کس فخر نکند. چطور می توان زندگی ابدی بدست اورد؟

۴/ فقط باید خداوند را باور نمود. چطور؟ او از شما دعوت میکند، اعمال رسولان ۳:۱۹ ” پس توبه و باز گشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت از حضور خداوند برسد.”

خداوند به شما میگوید، اعمال رسولان ۲:۲۱ “…….هر کس نام خداوند(عسی مسیح)را بخواند، نجات یابد.” باز درکتاب اعمال رسولان میخوانیم، ” در هیچ کس دیگر نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان باید ما نجات یابیم.” (بجز نام عیسی مسیح)

اگر میخواهید گناهانتان بخشوده شود، به ندای خداوند پاسخ دهید، توبه کرده و مسیح را که با خون پربهای خود برای شما بخشش را محیّا ساخته به عنوان تنها نجات دهنده بپزیرید. و وقتی که شما با خواست خود و با دانائی به مطالب ذکر شده، به مسیح برای آمرزش پناه بیاورید، سپس مسیح به شما قول مدهد:

  “یوحنا ۱۰:۲۷ “گوسفندان من صدای مرا میشنایند، من نیز ایشان را میشناسم و آنها بدنال من میآیند. من به ایشان زندگی جاوید میبخشم تا هرگز هلاک نشوند.”

 مسیح جنین میگوید؛ یوحنا ۳:۱۶ ” زیرا خدا جهانیان را اینقدر محبّت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که به او ایمان اورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.” ۱۷ زیرا خدا پسر خود را نفرستاد تا بر جهان داوری کند، بلکه تا بوسیله او جهان نجات یابد. ۱۸ انکه به او ایمان آورد، بر او حکم نشود، امّا هر که ایمان نیاورد الأن براو حکم شده است، بجهت انکه به اسم پسریگانۀ خدا ایمان نیاورده.

 

پس برای شما دو راه وجود دارد: مسیح را میپزیرید یا اینکه او را رد کرده به راه خود ادامه میدهید. انتخاب با شماست.

 

 آیا حاظرو مایلید دعوت خداوند را پزیرفته توبه گنید و مسیح را به عنوان سرورو نجات دهنده خود بپزیرید؟

 

در لهضه ای که شما با میل و خواسته این عمل را انجام دهید، خداوند شما را بخشیده و گناهان شما را پاک کرده و در عوض به شما زندگی ابدی عطا میکند.

ارسال شده در : 2009/9/3 ساعت 1 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2009/7/17 :: 3 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

 چرا می گوییم : " عیسای مسیح پسر خداست "؟  و عدم درک درست قرآن در این باره

" یهود گفتند که عزیر پسر خداست.و نصاری گفتند که عیسی پسر خداست.این سخن که می گویند همانند گفتار کسانی است که پیش از این کافر بودند.خدا بکشد شان.چگونه از حق منحرف شان می کنند."

( سورۀ توبه آیۀ 30 از قران ترجمۀ فارسی آقای عبدالمحمد آیتی.انتشارات سروش.تهران 1374 )

و همین آیه که در قرآن به ترجمۀ انگلیسی آقای مولانا محمد علی

 Mulana Muhammad Aliقید شده است که   :

“And the Jews say: Ezra is the son of Allah; and the Christian say: the messiah is the son of Allah; these are the words of their mouths. They imitate the saying of those who disbelieved before .Allah’s curse be on them! How they are turned away!”

و جالب است که بدانید همین آقای مولانا محمد علی در پاورقی ترجمۀ خود در بارۀ این آیه می نویسد که :

"we are here told that the Christian doctrine that Jesus Christ was the son of god was borrowed from earlier pagan people. Recent research has established the fact beyond all doubt. In fact, when

 St. Paul saw that the Jews would on no account accept Jesus Christ as a messenger of god, he introduced the pagan doctrine of sonship of god into the Christian religion, so that it might become more acceptable to the pagans.”

جالب است که بدانید در مقدمۀ این قرآن از این مترجم بعنوان کسی که دارای  " سه مدرک دانشگاهی " 

" دارای قلم یک محقق در دستانی مقدس " ،" کسی که تمام عمر خود را برای اسلام  وقف کرد " ،وصف شده است.اما قیاس آقای مولانا محمد علی برای تشریح فرزندیت مسیح کاملا به شیوه ای غلط و نادرست ارزیابی شده است و من متعجب از این هستم که چطور چنین شخص دانایی در تالارهای باور خود سرگردان گشته  طوری که راه عبوری در آن نمی بیند. این متاسفانه نه تنها گویای بیان این شخص حکیم و دانا می باشد بلکه گویای میلیون ها نفر در سراسر دنیاست که :"چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند "

 

در ادامه مطلب
ارسال شده در : 2009/7/17 ساعت 3 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2009/2/1 :: 8 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

اکنون که فرق فاحش دو تعلیم از این دو شخصیت را با هم بر حسب گفته های آنها دیدیم.لازم است که  دکتر برقعی این را بداند که مسیح هرگز تصمیم ایجاد دینی جدید نداشت و مسیحیت هرگز قصد نداشته تا بعنوان دینی جدید مطرح شود.در تمام نوشته های ایمانداران اولیه در همان روزهای نخستین که تعالیم مسیح در سراسر یهودیه، اورشلیم،سوریه،روم و سرزمین پارتها و مادیها گسترش میافت می خوانیم که به مسیحیان اولیه و به طرفداران مسیح بقولناٌ لقب " اهل طریقت " و یا " اهل طریق " داده بودند.بر خلاف باور جناب برقعی که نوشته است:

" نظام عقیدتی حاکم در آسیای دور را عموما با تعریفی که از دین داریم دین نمی خوانند و از دیر باز آنها را " نحله " یا یک "راه " دانسته اند."

در کتاب انجیل می خوانیم که :

" چنانچه مرد و زنی را از اهل طریقت پیدا کند..." ( نامۀ اعمال فصل دوم آیۀ 2 )

و یا در جایی دیگر که می خوانیم :

" در این ایام سر و صدای زیادی در بارۀ این طریقه در افسس بلند شد."( نامۀ اعمال فصل 19 آیۀ 23 )

پس می بینیم آنچه را که جناب برقعی از آن بعنوان باوران عقاید آسیای دور بعنوان " راه " سخن می گوید آن در واقع همان تعریف جامع و ساده ای بوده است از نامیدن مسیحیان اولیه.در واقع مسیحیت ،راه مسیح هست که خود شخص عیسای مسیح در هستۀ مرکزی آن قرار دارد و تمامی باوران به او دور او می چرخند تا تمامی آنان لایق آن گردند تا به درجه ای برسند که به دور خدای خالق و هستی بخش بچرخند.و مسیحیت بدون مسیح هیچ است و پوچ!اما اسلام بدون محمد همچنان به بقای خود ادامه خواهد داد!این است  تفاوت فاحش مابین "راه " و

" دین ".

مسیحیت چگونه میتواند دین باشد اگر معتقد است که :

" هیچ انسانی در نظر خدا  با انجام شریعت نیک شمرده نمی شود.کار شریعت این است که گناه را بشناسد."

 ( نامۀ رومیان فصل 3 آیۀ 20 )

و اگر معتقد است که :

" خدا بدون در نظر گرفتن شریعت و فقط از راه ایمان به عیسی مسیح همۀ ایمانداران را نیک میسازد."

( رومیان 3 : 21 و 22 )

و دقیقا به همین دلیل است که مرگ مسیح تمام شریعت موسی را تکمیل نمود و بعد از او دیگر ما وابسته به قیود و زنجیرهای شریعت و انجام و تکرار خسته کننده و بیفایدۀ ان نیستیم.زیرا :" آنچه را که شریعت بعلت ضعف طبیعت نفسانی نتوانست انجام دهد خدا انجام داد.او فرزند خود را به صورت انسان جسمانی و گناهکار و برای آمرزش گناهان فرستاد و به این وسیله گناه را در ذات انسانی محکوم ساخت." ( نامۀ رومیان 8 : 3-4 )

در ادامه مطلب

ارسال شده در : 2009/2/1 ساعت 8 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2009/1/1 :: 7 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

ارسال شده در : 2009/1/1 ساعت 7 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/12/6 :: 9 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
god love

من هدیه ای نزد شما می گذارم و می رم .این هدیه ارامش فکر و دل است.

ارامشی که من به شما می دهم مانند ارامش های دونیا بی دوام و زودگذ رنیست

پس اسوده خاطر باشید ! نترسید!

 


Jesus said: "Peace I leave with you; my peace I give you. I do not give to you as the world gives. Do not let your hearts be troubled and do not be afraid." - Gospel of John 14:27

 

 

این چیزها را گفتم تا خیالتان اسوده باشید در این دنیا با مشکلات و زحمات فراوانی روبرو خواهید شد

با اینحال شجاع باشید چون من بر دنیا پیروز شده ام

 


Jesus said: "I have told you these things, so that in me you may have peace. In this world you will have trouble. But take heart! I have overcome the world." - Gospel of John 16:33

 

ارسال شده در : 2008/12/6 ساعت 9 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/11/10 :: 4 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

لینک داونلود

http://rapidshare.com/files/25230080/T1520L3201T4105C.1.Def.part1.rar
http://rapidshare.com/files/25230077/T1520L3201T4105C.1.Def.part2.rar
http://rapidshare.com/files/25230076/T1520L3201T4105C.1.Def.part3.rar
http://rapidshare.com/files/25230100/T1520L3201T4105C.1.Def.part4.rar
http://rapidshare.com/files/25230118/T1520L3201T4105C.1.Def.part5.rar
http://rapidshare.com/files/25230167/T1520L3201T4105C.1.Def.part6.rar
http://rapidshare.com/files/25230200/T1520L3201T4105C.1.Def.part7.rar
http://rapidshare.com/files/25229810/T1520L3201T4105C.1.Def.part8.rar

http://rapidshare.com/files/25230692/T1520L3201T4105C.2.Def.part1.rar
http://rapidshare.com/files/25230866/T1520L3201T4105C.2.Def.part2.rar
http://rapidshare.com/files/25230695/T1520L3201T4105C.2.Def.part3.rar
http://rapidshare.com/files/25230771/T1520L3201T4105C.2.Def.part4.rar
http://rapidshare.com/files/25230789/T1520L3201T4105C.2.Def.part5.rar
http://rapidshare.com/files/25231113/T1520L3201T4105C.2.Def.part6.rar
http://rapidshare.com/files/25230809/T1520L3201T4105C.2.Def.part7.rar
http://rapidshare.com/files/25230510/T1520L3201T4105C.2.Def.part8.rar

Password : http://moviesmammoth4u.blogspot.com

ارسال شده در : 2008/11/10 ساعت 4 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/10/2 :: 8 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

چه باید او را صدا کنیم   :حضرت مسیح  یا " عیسای مسیح "؟ 

 

اگر میخواهی نام و شهرت شخص نیکوکاری را که تمام قلب و جانش را در راه سعادت مردم گذاشته را در اذهان مردم کمرنگ و یا بی رنگ کنی ،و کاری کنی که دیگر از آن اعمال و کارهای نیک او فقط افسانه و داستانی باقی بماند ،و تو از آن طوری سوءاستفاده کنی که خودت میخواهی ،نامش را آنطور که بوده صدا نکن و آن را عوض کن!مثلا: نام " عیسای مسیح " را به " حضرت مسیح " عوض کن! و نام و آوازۀ " دانیال نبی " را به " شوش دانیال " !

                         اسم هر نفر قرینه ای مستقیم است با خود شخص.اشتباه نکنید نمی گویم همۀ " بهروز " ها روزی خوب خواهند داشت! و یا همۀ " صابر" ها صبر شان زیاد است.و یا همۀ "شیرین " ها واقعاً شیرین هستند!اما اگر " بهروز " نامی گیتارزن خوبی باشد ،شما بهروز را با گیتارش میشناسی.و اگر " صابر" نامی قلب رئوفی داشته باشد ،شما او را صابری می شناسید که قلب رئوفی دارد.اگر بخواهیم جامع تر سخن بگوئیم : باغ خوب.زمین خشک.مردم خونگرم .دریای طوفانی و ...تمام این اسامی به همراه خود تعاریف مشخصی را از اسمی که به همراه خود دارند به یدک می کشند.که شنونده اگر باغ خوب را می شنود،درذهن خود باغی را تصور میکند که احتمالاً سرسبز،پر میوه،پرآب  میباشد.(ما نمی خواهیم در اینجا از موردی بگوئیم که خیلی ها تعریفی را با خود به یدک می کشند اما آنگونه نیستند.این خود جای مقالی دیگر دارد.اما شما می توانید  هر درختی را از میوه هایش بشناسی!)

خود من تا قبل از اینکه انجیل را بخوانم  از نام مسیح فقط یک " حضرت " را می دانستم و می دانستم که یکی از پیامبران اولوالعزم میباشد و یا می دانستم یکی از پیامبران به نام دانیال ،قبرش در محلی بنام شوش در حوالی جنوب ایران میباشد.آن دوران هرگز از خودم نپرسیدم که " این حضرت مسیح " کیست؟ و یا این " دانیالی که در شوش " خوابیده کی بوده؟.من از روشنفکرانی که سرشان در کتابها بوده و بخوبی از تمام این ها خبر داشتند گلایه نمی کنم که چرا هرگز سخن درستی را از این بقولناٌ  " حضرت مسیح "  به ما نداده اند؟ و یا از  تاریخ غنی قوم اسراییل در سرزمین پارس.هنگامی که " کوروش " نامی و " داریوش " نامی  در این سرزمین پدری ما پادشاهی داشتند! آن موقعی که " دانیال " این جوان با استعداد یهودی که توسط فوج اسیران به سرزمین بابل آورده شده بود ، در زمان پادشاهی داریوش به نخست وزیری سرزمین بزرگ پارس نائل می یابد و یا " استر " نامی دختر جذاب یهودی از خانواده ای فقیر اما با ارادۀ خدا و نقشۀ او به مقام ملکۀ ایران می رسد؟...من از عالمان خدا پرستی شکایت دارم که خدا را و اراده و عظمت او را مختص به یک نفر دیده و چنان خفقان و دیکتاتوری مذهبی در سرزمینمان براه انداختند که اگر شخصی با خدای آنان موافق نبود و می توانست از دست سپاه حزب الله!جان سالم بدر ببرد،بدست خانواده و بستگان خود به سپاهیان حزب الله فروخته میشد تا درس عبرتش را دریافت کند!از این رو امروز من بعید نمی دانم که چرا منابع اطلاعاتی درست برای شناخت عیسای مسیح نه حضرت مسیح!در هیچ کجا به آسانی پیدا نمی شود.

 

ارسال شده در : 2008/10/2 ساعت 8 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/8/7 :: 3 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

               

       

             

 

 

به رگرقته ار سایتwww.iranianchristianradio.com
ارسال شده در : 2008/8/7 ساعت 3 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/6/19 :: 7 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
قرائت : یوحنا 8 : 1 – 18 و اعمال 1 :1 - 3

مطالب و موضوعات فراوانی در این دنیا وجود دارد که اثبات آنها احتیاج به دلیل و برهان ندارند و کسی هم راجع به آنها دلیل و برهانی از ما نمی خواهد. مثلا ً یک نفر که برادر و یا پدر خود را به دوستش معرفی می کند، آن دوست نمی گوید دلیل و یا برهان شما چیست که این شخص پدر و یا برادر شما می باشد و یا بگوید، چطور می توانی ثابت کنی که گفتارت درست است و یا بگوید آیا شاهدی دارید که گفتار شما را تصدیق و تأیید نماید که این شخص پدر و یا برادر شما می باشد.
در چنین مواردی هیچگاه کسی نه دلیلی از ما می خواهد و نه ما از کسی دلیلی خواهیم خواست. و یا اگر برای اولین بار داخل خانۀ دوستی بشویم و سئوال کنیم که این منزل مال کیست که شما در آن زندگی می کنید؟ او به ما می گوید مال خودم است. هیچگاه از او دلیل نمی خواهیم و یا نمی گوییم که سند خانه را به من نشان بده تا قبول کنم که منزل مال شماست. زندگی ما پر است از اینگونه مطالب که اصلا ً احتیاج به دلیل و برهان و یا شاهدانی ندارند و ما با کمال اعتماد و اطمینان گفتار همدیگر را قبول می کنیم. در مقابل اینگونه مطالب موضوعات فراوانی وجود دارد که همگی آنها احتیاج به دلیل و برهان دارند و حتی شاهدانی لازم دارد. مثلا ً اگر کسی بخواهد شخصی را به عنوان دزد به دولت معرفی نماید، بایستی دلیل و برهان کافی و یا برگه ای در دست داشته باشد و حتی شاهد هم لازم دارد، وگرنه نمی تواند موضوع دزد بودن آن شخص را ثابت نماید.

در کتاب تورات نیز ذکر شده است که هر موضوع و یا مطلبی با شهادت دو یا سه نفر شاهد به ثبوت می رسد. عیسی مسیح نیز به یهودیان گفت: شهادت من راست است، چون که من تنها نیستم، بلکه پدری که در من ساکن است او نیز بر من شهادت می دهد که از جانب خدا آمده ام و به جانب او خواهم رفت. در حقیقت زندگی عیسی مسیح نیز دارای دو قسمت است. یک قسمت آن عبارتست از آن مطالبی که با برخورد به آنها فورا ً مورد قبول ما واقع می شوند و احتیاج به هیچگونه دلیل و یا برهانی ندارند. مانند اینکه شخصی بگوید، عیسی مسیح خسته شد و یا اینکه بگوید، او گرسنه شد و یا اینکه دلتنگ شده برای ساکنان شهر اورشلیم گریه کرد و یا اینکه بگوید، عیسی مسیح به شغل نجاری اشتغال داشته است. اینگونه مطالب را به سهولت و بدون خواستن دلیل و برهان با کمال ایمان و اطمینان قبول می کنیم و احتیاج به شاهدان هم نداریم. اما مطالب دیگری در زندگی عیسی مسیح و تاریخ عمر او وجود دارد که احتیاج به دلیل و برهان و حتی شاهدان دارد. یکی از آن مطالب واقعۀ قیام عیسی مسیح می باشد. هر چند قیام عیسی مسیح از مردگان برای کلیۀ مسیحیان جهان بدون دلیل و برهان قابل قبول واقع شده است، ولی باز هم جا دارد که دلایل زنده ای را که دربارۀ زنده شدن و قیام او در روز سوم داریم تذکر دهیم تا پایۀ ایمان ما نسبت به قیام او استوارتر گردد. عدۀ زیادی از مسیحیان که یقین کامل بر زنده شدن و قیام عیسی مسیح از مردگان دارند، باز هم علاقه دارند که هر چه بیشتر دلایلی تازه تری  در این باره بشنوند. چون که بزرگترین واقعه ای که در تاریخ جهان رخ داده است، همان قیام عیسی مسیح از مردگان می باشد.

اولین دلیلی که برای زنده شدن و قیام عیسی مسیح از مردگان داریم شهادت تورات و صحف انبیاء و زبور داود می باشد که هر یک به نوبۀ خود صدها سال قبل از وقوع تولد و صلیب و قیام عیسی مسیح موضوع را به عنوان پیشگویی بیان داشته اند که اگر بخواهیم کلیۀ آنها را بیان کنیم این کتاب گنجایش آن را نخواهد داشت. فقط به عنوان نمونه به مزمور 16 : 9 رجوع می کنیم که داود از زبان عیسی مسیح می فرماید: از این جهت دلم شادی می کند و جلالم به وجود می آید و جسدم نیز در اطمینان ساکن خواهد بود که تو ای خداوند جانم را حتی در عالم اموات ترک نخواهی کرد و قدوس خود را نخواهی گذاشت که فساد را ببیند. یعنی جسد عیسی مسیح در عالم اموات نخواهد ماند و فساد را نخواهد دید، بلکه متبدل شده قیام خواهد نمود.

دلیل دوم، گذشته از شهادات تورات و صحف انبیاء و زبور داود، خود عیسی مسیح هم به کرات راجع به قیامش از مردگان در روز سوم برای شاگردان خود قبل از وقت توضیح داده، چنانکه در انجیل یوحنا 3 : 14 می فرماید: همچنانکه موسی مار را در بیابان بلند نمود، من نیز می بایستی از قبر بلند کرده شوم. در انجیل متی 17 : 22 نیز عیسی مسیح راجع به قیامش از مردگان این طور بیان کرده که چون عیسی مسیح و شاگردانش در جلیل می گشتند به ایشان فرمود: من به دست گناهکاران تسلیم کرده خواهم شد و مرا خواهند کشت. اما در روز سوم خواهم برخاست. مجددا ً در انجیل یوحنا 2 : 1 – 32 درخصوص قیام عیسی مسیح از مردگان چنین شرح داده شده است که عیسی مسیح می فرماید: چون از زمین بلند کرده شوم همه را به سوی خود خواهم کشید.

دلیل سوم برای قیام عیسی مسیح از مردگان شهادت حواریون و ایمانداران به او می باشد که در سرتاسر انجیل و رسالات رسولان او به طور واضح و روشن مشاهده می شود که سیزده بار فقط در کتاب رسولان می فرماید: خدا عیسی را از مردگان برخیزانید. نویسندگان اناجیل نه فقط بر اعمال و اقوال عیسی مسیح شهادت می دهند، بلکه چهار شاهد امین بر قیام عیسی مسیح از مردگان نیز می باشند که بزرگترین سند و مدرک تاریخی محسوب می گردد. اما هرگاه کتاب انجیل را به سه قسمت تقسیم کنیم، یک قسمت آن به زنده شدن و قیام عیسی مسیح مربوط می شود که به وسیلۀ شاهدانی که ناظر بر وقایع زندگی عیسی مسیح بوده اند به رشته تحریر درآمده، چنانکه پولس رسول در باب 15 رساله خود به مسیحیان شهر قرنتس می فرماید: بالفعل مسیح  از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده است.

دلیل چهارمی که برای قیام عیسی مسیح از مردگان داریم، تغییر حالتی است که در شاگردان او مشاهده می گردد. آنانی که با انجیل آشنایی دارند، می دانند که در هنگام دستگیری عیسی مسیح شاگردانش از ترس یهودیان او را تنها گذارده پراکنده شدند. به غیر از پطرس و یوحنا، کسی دیگر در آن لحظۀ بحرانی با عیسی مسیح نماند. در حقیقت همه شاگردان بی وفایی خود را نسبت به استاد خویش نشان دادند. چنانکه خود عیسی مسیح قبلا ً پیشگویی کرده به آنها گفت: امشب همه شما دربارۀ من لغزش خواهید خورد و مرا ترک کرده به نزد خاصان خود خواهید رفت. همین طور هم شد. شاگردان به دنبال ماهیگیری که شغل قبلی آنها بود، رفتند. ولی مشاهده می کنیم که با زنده شدن و قیام عیسی مسیح از قبر، مجددا ً شاگردان او بنا شدند و گرد هم جمع شده به دعا و نیایش مشغول گردیدند و طبق خواسته و دستور خداوند خویش به جهان پراکنده شدند و به انتشار انجیل و تعالیم سماوی او مشغول گردیده و حتی از جان خود برای پیشبرد ملکوت او دریغ ننمودند.
 
طبق پیشگویی عیسی مسیح، پطرس در شب محاکمۀ او در حضور عده ای سه بار خداوند و استاد خویش را انکار نموده گفت: من عیسی را نمی شناسم و پس از صلیب هم شاگردان از شدت ترس از قوم یهود، در بالاخانه ای جمع شده درها را به روی خود بسته بودند. اما با ظاهر شدن عیسی زنده در میان آنها و نزول روح القدس بر آنها جرأت یافته در پیشبرد ملکوت او کوشیدند و با موعظه ای که پطرس ترسو در شهر اورشلیم نمود، سه هزار نفر ایمان آورده تعمید یافتند. شاگردان عیسی قبل از صلیب و قیام عیسی مسیح، شاگردانی خودخواه و جاه طلب بودند، به طوری که دو نفر از آنها مادر خود را نزد عیسی فرستاده تا مقام دست راست و چپ او را برای آنها بطلبد و همچنین در میان سایرین نیز این بحث پیش آمد که کدام یکی از آنها بزرگتر می باشد. اما پس از زنده شدن و قیام عیسی از مردگان، آنها عوض شده و فروتن گردیدند و نسبت به همدیگر مهربان و حلیم شدند. به طوری که زندگی مشترکی را شروع نمودند و هر کس هر آنچه داشت فروخته با همدیگر چون یک فامیل صرف می نمودند.

شاگردان قبل از صلیب و قیام عیسی از مردگان روح انتقام جویی در وجودشان مشاهده می گردید، به طوری که پطرس شب قبل از صلیب عیسی، شمشیر کشیده و گوش غلام رییس کاهنان را زد و هنگامی که سامریان عیسی و شاگردانش را نپذیرفتند و آنها را از سرزمین خود بیرون راندند، شاگردان عیسی اجازه خواستند تا دعا کرده از آسمان آتش فرو ریزد و همه اهل سامره را بسوزاند، اما پس از صلیب و قیام عیسی مسیح زنده آنها عوض شدند و برای نجات مردم سامره و حتی مردم جهان پراکنده شدند و آنها را به سوی نجات و حیات دعوت نمودند و در این راه از دادن جان خویش هم دریغ نکردند. قوم یهود از حفظ و نگهداری روز شنبه تعصب خاصی نشان می داند. چنانکه در تورات ذکر شده است، خانواده ای که روز شنبه هیزم جمع می کردند به دستور موسی سنگسار شدند. چون که حرمت روز شنبه را نگه نداشتند. اما ایمانداران به مسیح که از همان قوم یهود بودند، پس از صلیب و قیام عیسی مسیح نگهداری روز شنبه را ترک کرده و یکشنبه را روز آرامش و عبادت خود قرار دادند تا شاهد بر قیام عیسی مسیح از مردگان باشند.

عیسی مسیح از حیث بضاعت شخص فقیری بود، به طوری که زنان مقدسه و با ایمان او را یاری می دادند. روزی شخصی خواست او را پیروی نماید، عیسی به او گفت: روباهان صحرا سوراخ ها و مرغان هوا را آشیانه هاست اما مرا جای سر نهادن نیست. و هنگام به صلیب کشیدن او جز ردایی که بر تن داشت، چیزی از او به جای نماند. شاگردان او نیز مردمانی فقیر و بی چیز بودند و با شغل ضعیف ماهیگیری امرار معاش می نمودند. وقتی مالیات سرانه از عیسی و پطرس مطالبه کردند، پولی در دست نداشتند که بپردازند. پطرس به دستور عیسی به وسیله گرفتن ماهی آن وجه را تهیه نمود. حتی عیسی مسیح قشونی نداشت و وعدۀ مقام به شاگردانش نداده بود، بلکه برعکس آنها را از زحماتی که در پیشبرد اوامر او متحمل خواهند شد، خبر می داد. سئوال این است که محرک اصلی شاگردان عیسی مسیح در پیشرفت این نهضت مقدس چه بوده که شاگردان در تبشیر کلام و پیام او بکوشند و مسیحیت را به حدّ اعلای ترقی برسانند؟ جز زنده شدن و قیام عیسی مسیح از قبر و ظاهر شدن او بر آنها و نیروی روح القدس چیز دیگری محرک حواریون او نبوده است.

دوستان عزیز زمانی انبیاء خدا در تورات و صحف و زبور به عنوان پیشگویی بر زنده شدن و قیام عیسی مسیح از مردگان شهادت داده اند. زمانی خود عیسی مسیح به عنوان پیشگویی راجع به قیامش، شاگردانش را خبر داده و زمانی حواریون و ایمانداران بر زنده شدن و قیام عیسی از مردگان شهادت داده اند. امروزه آن شهادت همچنان به وسیلۀ ایمانداران و مسیحیان جهان داده می شود و این خود نیز دلیل و برهان قاطعی برای قیام و زنده شدن او از مردگان می باشد. اجتماع مسیحیان عالم در هر یکشنبه و مخصوصا ً روز عید قیام نیز دلیل دیگری بر زنده شدن و قیام او می باشد.

دوستان عزیز هرگاه ما قیام عیسی مسیح از مردگان را قبول نداشته باشیم، پیشگویی های تورات و صحف انبیاء و زبور داود را هم رد کرده ایم. اگر قیام عیسی مسیح را از مردگان قبول نداشته باشیم، پیشگویی های خود عیسی مسیح را هم دربارۀ قیام خود او رد کرده یم. هرگاه قیام عیسی مسیح را قبول نداشته باشیم، در حقیقت مثل این است که خود انجیل را هم رد کرده ایم. قیام عیسی مسیح از مردگان نه فقط بزرگترین و شگفت انگیزترین عمل خدا در تاریخ جهان می باشد، بلکه جاودانی ترین عمل خدا برای ایمان به قیامت و حیات جاودانی و زندگی با خدا می باشد. پس لازم است که در این ساعت ما نیز با پولس رسول هم آهنگ شده بگوییم: بالفعل مسیح از مردگان برخاسته و نوبر خوابیدگان شده است. آمین


کشیش میرزایی
ارسال شده در : 2008/6/19 ساعت 7 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/5/18 :: 1 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

چگونه روح خدا تشخيص داده می شود.

چگونه روح خدا را از روح فريب دهنده تشخيص می دهيم، همچنين درون کليساهای مسيحی؟

1 ـ پايه های درک خود را از خدا تحصيل کنيد: ماهيت او را، علت خلقت او را، افتادن در گناه انسان را، نجات و نقشة شفای او را .

توسط درک عميــق در امور ذکر شـده می توانيم بطـور عموم خـطا را در نقشه های تقلبی پيدا کنيم. چنانچه ما هنوز نجات نيافته و يا هنوز در بردگی فالگيری يا جادو هستيم، امکان دارد احتمالا" خيلی سخت باشد، زيـرا درک مـا در رابطـه با حقايق روحـانی در تاريـکی است. عيـسی می فرمايد، که گوسفــندان او، او را می شناسند، او بعنــوان شبان نــيکو گوسفنــدان خود را به نام می شناسد. (انجيل يوحنا 10). ما می بايست چنان رابطه ای در اعتماد با عيسی داشته باشيم، که هر بَدلی را بلافاصله تشخيص دهيم. برای آنکه چنين رابطه ای شروع شود، ابتدا می بايست از عيسی تقاضا کنيم، که او خدا و نجات دهنده ما شود. يک دعای ساده با کلمات خودمـان، بطور مثال دعــای فوق می تواند شروعی باشد :


اين نقطه را فشار دهيد, تا تصوير بزرگتر شود. اين تصوير قطعه ای هنری است که خون قربانی عيسی مسيح را نشان می دهد.

خدای عزيز، من از تو جدا هستم، اما به تو احتياج دارم. به زندگی من وارد شو. من پسر
تو عيسی مسيح را بعنوان نجات دهندة خود می پذيرم. عيسی از تو تشکر می کنم،
که بر روی صليب مردی تا گناهان مرا ببخشی. تمنا دارم که کنترل زندگی مرا بدست گيری
و مرا به شخصی مبدل نمايي، که طبق نقشة خلقت تو می بايست بوده باشد. به من حيات
ابدی مانند فرزند خود بده.


اين نقطه را فشار دهيد, تا تصوير بزرگتر شود. اين تصوير قطعه ای هنری است که خون قربانی عيسی مسيح را نشان می دهد.

2 ـ انبيای کذبه را می توان از "ميوه های" آنان شناخت
(متی7: 16): "ايشان را از ميوه های ايشان خواهيد شناخت." انبيای کذبه بطور کلی اشتباهات بارز شخصيتی دارند. شايد آنها در تمامی روز از محبت صحبت می کنند، اما به راحتی کنتــرل خود را از دست داده يا خودخواهــانه برخورد می کنند. شاگردان خود را در گرسنگی می گذارند، در حاليکه خود دارای ماشين شيک آخرين مدل هستند. شايد پول فعاليتها و يا اعمال مسيحی خود را غارت می کنند، تا حقوقهای گزاف به جيب بزنند، و در خانه های قصر مانند زندگی می کنند، در حاليکه شاگردانش نياز به پول دارند. شايد آنها الهيات درست دارند، اما آنها در فساد زندگــی می کنند و به همسـر خود خيانت کــرده و از وضعيــت سوء استفاده می کنند، برای دولتمندی شخصی خود.

اندازة اخلاقی شخص و ميوة توليد شده از او را بنگريد. " اما از انبيای کذبه احتراز کنيد، که با لباس ميشها نزد شما می آيند ولی در باطن گرگان درنده می باشند. ايشان را از ميوه های ايشان خواهيد شناخت. آيا انگور را از خار و انجير را از خس می چينند؟ همچنين هر درخت نيکو، ميوه نيکو می آورد و در خت بد ميوة بد می آورد.نمی تواند درخت خوب ميوة بد آوَرَد، و نه درخت بد ميوة نيکو آوَرَد. هر درختی که ميوة نيکو نياورد، بريده و در آتش افکنده شود. لهذا از ميوه های ايشان، ايشان را خواهيد شناخت. " ( متی7 : 15 - 20 )

انبيای کذبه حتمأ رهبران فرقه ها نيستند يا کشيش بلند مرتبه. به رهبر ملی، سياستمدار، رئيسان صنايع، نويسنده يا هنرمندی سرگرم کننده هم نيز می تواند اين اتيکت زده شود. عهد عتيق در بارة انبيای کذبه چنين می گويد: " و اما نبی که جسارت نموده، به اسم من سخن گويد که به گفتنش امر نفرمودم، يا به اسم خدايان غير سخن گويد، آن نبی البته کشته شود. و اگر در دل خود گويي: "سخنی را که خداوند نگفته است، چگونه تشخيص نماييم." هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گويد، اگر آن چيز واقع نشود و به انجام نرسد، اين امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است. پس از او نترس. " (تثنيه 18: 20 - 22 )

در تثنيه 13 به تو آموزش می دهد، علی رغم آيت و يا معجزه ای که واقع می شود و از جايي سرچشمه می گيرد که خدا را نمی ستايد، پس به کلمات اين انبيا و يا به "رويای اين رويا بينندگان" گوش نده، زيرا شايد خدا تو را در آزمايش قرار داده است، تا دريابد که آيا تو او را با تمام قلب و جان دوست داری، يا آنکه ترجيح می دهی به نبوتِ داده شده از روح فريب دهنده اتکا کنی.

3 ـ روحها را بيازماييد : " ای حبيبان، هر روح را قبول مکنيد بلکه روح ها را بيازماييد که از خدا هستند يا نه. زيرا که انبيای کذبه بسيار به جهان بيرون رفته اند. به اين، روح خدا را می شناسيم: هر روحی که به عيسی مسيح مجسم شده اقرار نمايد از خدا است، و هر روحی که از عيسی مسيح مجسم شده را انکار کند، از خدا نيست. و اين است روح دجّال که شنيده ايد که او می آيد و الآن هم در جهان است. ."(اول يوحنا4: 1-3)

کتابمقدس واضح و روشن هشدار می دهد که از جادوگران و فالگيران سؤال مکنيد، و اين سؤال کردن را به عنوان "نجسی" شخص سؤال کننده اعلام می کند (لاويان19: 31). هشدار واضح است: "و در ميان تو کسی يافت نشود که پسر يا دختر خود را از آتش بگذرانند، و نه فلگير و نه غيب گو و نه افسونگر و نه جادوگر، ونه ساحر و نه سؤال کننده از اجنّه و رمّال و نه کسی که از مردگان مشورت می کند. زيراهر که اين کارها را کند، نزد خداوند مکروه است و به سبب اين رجاسات، يهوه خدايت، آنها را از حضور تو اخراج می کند. نزد يهوه خدايت کامل باش. زيرا اين امتهايي که تو آنها را بيرون می کنی به غيب گويان و فالگيران گوش می گيرند، و اما يهوه خدايت نمی گذارد که چنين بکنی . (تثنيه18: 10ـ14) " به اصحاب اجنه توجه مکنيد و از جادوگران پرسش منماييد، تا خود را به ايشان نجس سازيد. من يهوه خدای شما هستم." (لاويان19: 31)

مجازات برای ارتباط با سحر وجادو بسيار سنگين است: " و کسی که به سوی صاحبان اجنه و جادوگران توجه نمايد، تا در عقب ايشان زنا کند، من روی خود را به ضد آن شخص خواهم گردانيد و او از ميان قومش منقطع خواهم ساخت. " (لاويان20: 6) شاؤل پايان غم انگيزی را با سه پسرش تجربه کرد، پس از آنکه با صاحب اجنه در عَين دور مشورت کرد. (اول سموئيل31)

روح شيطان روحی فريب دهنده است، و خود شيطان می تواند به عنوان فرشتة نور ظاهر شود. (دوم قرنتيان11: 14). امروزه روحهای شرير يا به عبارتی فرشته گان افتاده از حضور خدا به عنوان حرکتهای عصر جديد بسيار جذاب زير چادر روان درمانی يا دوستان روحانی، پيشکسوتان جامعه، هدايت از ذهن ناخودآگاه، يا به عنوان استادان روح، مقدسين، انسانهای غير زمينی، طفل درونی، به تصــوير در آوردن ( همچنين از روح عيسی)، رابطه با بستگانی که مرده اند و غيره خود را معرفی می کنند.

چنانچه شما "هدايت روح" را سؤال می کنيد توسط مجراها يا به تصوير کشيدن، مانترا ـ مديتاسيون يا يوگا، سؤال کنيد که، آيا عيسی مسيح خدا و استاد آنها است. در اقتدار نام عيسی مسيح سؤال کنيد چه کسی را خدمت می کنند. به اين فکر کنيد، که ويروس عصر جديد خود را همه جا پخش کرده، و حتی در کليساها افرادی وجود دارند، که آگاهانه و ناآگاهانه با فرشتگان سقوط کرده مشورت کرده و هدايت و نبوت آنها زير پوشش مسحيت پنهان است. آنها اعتقاد دارند احتمالا" از روح القدس شناخت دريافت کرده اند، اما در حقيقت آنها با "ارواح معتمد" (ديوها) گفتگو می کنند. زياد بر نشانه ها و معجزات تکيه نکنيد. ارواح را تشخيص دهيد، هنگاميکه به ديگران اجازه می دهيد روی شما دستگذاری کنند و برای شما دعا کنند.

چقدر خوب اين افراد را می شناسيد، هنگاميکه شما اجازه می دهيد، که برای شما دستگذاری کنند؟ آنها واقعا" نجات را دارند؟ آيا روح مسيح است يا روح فريب است که هدايت می کند، برای شما دعا کند يا علم تشخيص به شما بدهد؟ ارواح را آزمايش کنيد.

تنها يک روح وجود دارد، که عيسی مسيح را اعتراف می کند، و آن روح القــدس است. تمـامی ارواح می بايست آزمايش شوند ، فرقی نمی کند آيا بواسطة نبی، سياستمدار، معلم مذهبی بوديسم يا شخصی خاص صحبت می کند، و ادعا می کند که مسيح است (که امروزه از اين اشخاص زيادند).

 

برگرفته از وب سایتhttp://www.earthharvest.org

ارسال شده در : 2008/5/18 ساعت 1 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/4/26 :: 12 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
سلام

با عرض معضرت از همه دوستان به دلیل تاغیر زیادم  شکر  خدا برای  همه شما خدا برکتتان دهد

خداوند نیکوست و در روز بلا و سختی پناهگاه می باشد.  او از کسانی که به او توکل می کنند مراقبت می نماید. 

عیسح مسیح فرموده است، «خاطرتان آسوده باشد. شما که به خدا ایمان دارید، به من نیز ایمان داشته باشید.»  

چشمان خود را به کوه ها دوخته ام و در انتظار کمک هستم.  کمک من از جانب خداوند می آید که آسمان و زمین را آفرید.  

بگذارید خداوند بار تمام غصه ها و نگرانیهای شما را به دوش گیرد، زیرا او در تمام اوقات به فکر شما می باشد.  

برای هیچ چیز غصه نخورید؛ در عوض برای همه چیز دعا کنید و هر چه لازم دارید به خداوند بگویید و فراموش نکنید که برای جواب دعا ها، از او تشکر نمایید.  اگر چنین کنید، از آرامش خدا بهره مند خواهید شد، آرامشی که فکر انسان قادر به درک نیست.  این آرامش الهی به فکر و دل شما که به عیسح مسیح ایمان آورده اید، راحتی و آسایش خواهد بخشید.   

 

ارسال شده در : 2008/4/26 ساعت 12 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/3/22 :: 5 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
شکست مرگ

رستاخیز مسیح خداوند بر همه عزیزان مبارک باد

ارسال شده در : 2008/3/22 ساعت 5 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/2/11 :: 5 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

فرزند محبوبم!

                  این چندمین نامه ایست که برای تو میفرستم.هرچند تمامی آنچه را که از قبل باید

                  بدانی را با تو در میان گذاشته ام.( عبرانیان 1 :1 ) اما اکنون مدت زیادی ست که

                  من با تو تماس میگیرم و تو جوابی نمی دهی.( مکاشفه 3 : 20 ) خیلی وقت است

                  که از پیش من رفته ای و برنگشته ای.( لوقا 15 : 13 ) آیا مرا از یاد برده ای؟

                  ( مکاشفه 2 : 4 ) و یا اینکه اصلا مرا بخاطر نمی آوری؟ ( یوشع 4 : 6-7 ) اما

                  من ترا هنوز بخوبی بیاد دارم.از نشستنت و برخاستنت و از تمامی افکار تو و اندیشه

                 های تو هرچند از من دور هستی آگاه هستم .( مزمور 139 : 1-2 ) من از رفتار و

                   کردار و تمامی راههای تو خبر دارم.( مزمور 139 : 3 ) از آنجایی که من تو را مانند

                   خودم خلق کردم.( پیدایش 1 : 27 ) در من  رشد کردی ،حرکت کردی و شکل

                    گرفتی.( اعمال 17 : 28 )  تو فرزند من هستی.( اعمال 17 : 29 ) من حتی قبل

                  از اینکه نطفۀ تو بسته شود ترا می شناختم.( ارمیا 1 : 4-5 ) من از زمان آفرینش

                   هستی تو را برگزیدم.( افسسیان 1 : 11-12 ) تو تصادفی  یا اتفاقی بدنیا نیامدی

                  بلکه تمامی روزهای تو در کتاب من نوشته شده است.( مزمور 139 : 15-16 )

                 من روز و محلی را که تو بدنیا  آمدی را می دانستم.( اعمال 17 : 26 ) من ترا بسیار

                 عجیب و مهیب خلق کردم.( مزمور 13 : 14 ) من بودم که ترا در رحم مادرت نقش

                  بستم.( مزمور 139 : 13 ) تو همین که از رحم مادرت بیرون آمدی متعلق به من

                 بودی.( مزمور 71 : 5 ) می دانم که خیلی ها در بارۀ من به تو اتهام ناشایست زده

                 و متاسفانه بعضی ها هم نام مرا به تو بد معرفی نموده اند.( یوحنا 8 : 41-44 )

                 اما من از تو هرگز دور نیستم.من حتی از تو عصبانی نیستم. من سراپا ترا دوست

                  دارم.( اول یوحنا 4 : 16 ) و این میل من است که این محبت را به فراوانی نصیب

                  تو کنم.( اول یوحنا 3: 1 ) دلیل این بسیار ساده است: زیرا تو فرزند من هستی و

                 من پدر تو هستم.( اول یوحنا 3 : 1 ) من برکاتی را در اختیار تو قرار می دهم که

                 پدر زمینی تو هرگز قادر نخواهد بود که بتو بدهد.( متی 7 : 11 ) چرا که من پدری

                 خوب و کامل هستم.( متی 5 : 48 ) تمام هدایا و نعمات نیکویی که دریافت کرده ای

                 از دستان من برای تو فرستاده شده است.( یعقوب 1 : 17 ) دلیل این هم بسیار ساده

                  است زیرا که من تدارک بیننده و فراهم کنندۀ تمامی مایحتاج تو هستم.

                 ( متی 6 : 31-33 ) تمامی آنچه را که من برای آیندۀ تو در نظر دارم پر از

                  امیدواری ست.( ارمیا 29 : 11 ) زیرا من ترا با محبت ازلی خود دوست دارم.

                  ( ارمیا 31 : 3 ) باورهای من در بارۀ تو به اندازۀ شن های ساحل بیشمار هستند.

                  ( مزمور 139 : 17-18 ) و من برای تو ،بخاطر تو  سرودهای شاد می خوانم.

                  ( صفنیا 3 : 17 ) من هرگز از اینکه کارهای خوب برای تو انجام بدهم صرفنظر

                  نمی کنم.( ارمیا 32 : 40 ) برای اینکه تو گنج پنهان من هستی.( خروج 19 : 5 )

                 با تمام وجودم دوست دارم که تو محکم و استوار بمانی.( ارمیا 32 : 41 ) و دوست

                 دارم که چیزهای نیکوی فراوانی را بتو نشان بدهم.( ارمیا 33 : 3 ).من از تو دور

                  نیستم (  رومیان 10 : 8 ) اگر تو با تمام قلب و جان خودت مرا بطلبی مرا پیدا می

                  کنی ( تثنیه 4 : 29 ) در من بمان و من به تو آنچه که قلبت می خواهد می دهم.

                  ( مزمور 37 : 4 ) تمامی آن میل و اشتیاق زیستن را من بتو داده ام.

                 ( فیلیپیان 2 : 13 ) من آنقدر میتوانم برای تو کارهای عظیمی انجام بدهم که تو

                   حتی به خوابت هم نمی بینی.( افسسیان 3 : 20 ) این من هستم که بزرگترین

                  تشویق کنندۀ تو هستم.( دوم تسالونیکی 16-17 ) من همان پدری هستم که تو را

                   در روزهای اضطراب و دلشورگی آرامش می دهم.( دوم قرنتیان 1: 3-4 ) وقتی

                  که دل شکسته هستی من در کنار تو هستم.( مزمور 34 : 18 ) همانطور که یک

                   چوپان برۀ خودش را بر روی شانه های خودش حمل میکند من ترا در آغوش خود

                داشته ام.( اشعیا 40 : 11 ) روزی می اید که من تمام اشک ها و غصه های ترا

                   پاک می کنم.( مکاشفه 21 : 3-4 ) و درد و رنجی را که بر روی زمین کشیدی را.

                   ( مکاشفه 21 : 3-4 ) من پدر تو هستم آنقدر ترا دوست دارم که عیسای مسیح را

                   دوست دارم.( یوحنا 17 : 23 ) برای اینکه در عیسای مسیح بود که محبت خودم

                    را بتو نشان داده و ثابت کردم.( یوحنا 17 : 26 ) او عین خود من است.

                    ( عبرانیان 1 : 3 )  او آمد که بتو نشان بدهد که نه بر ضد تو که با تو هستم.

                    ( رومیان 8 : 31 ) او آمد بتو بگوید که من خطاها و گناهان گذشتۀ ترا دیگر به

                  حساب نمی آورم.( دوم قرنتیان 5 : 18-19 ) او مرد تا من و تو بتوانیم به هم

                     نزدیک شده و با هم آشتی کنیم.( دوم قرنتیان 5 : 18-19 )  مرگ او بر صلیب

                   محبت کامل من بتو بود که من آن را نشان دادم.( اول یوحنا 4 : 10 ) من هر

                   آنچه که  داشتم را به خاطر تو از دست دادم تا شاید بتوانم محبت ترا بدست

                    بیاورم.( رومیان 8 : 31 -32 ) اگر تو به عیسای مسیح فرزند روحانی من

                    ایمان بیاوری در حقیقت به من ایمان آورده ای ( اول یوحنا 2 : 23 ) اگر این

                   کار را انجام بدهی و او را قبول کنی هیچکس و هیچ چیز نمی تواند محبت بین ما را

                   از بین ببرد. ( رومیان 8 : 38-39 )

 

فرزند عزیزم!

                    برگرد به خانه.من جشن بزرگی را برای بازگشت تو برگزار خواهم نمود.

                    ( لوقا 15 : 7 )  من همیشه پدر تو بوده ام و خواهم بود. ( افسسیان 3 : 14-15 )

                      نمیخواهم که جواب نامۀ مرا با عذر و بهانه های خودت بدهی.( یوحنا 15 : 22 )

                      فقط از تو یک سوال میکنم: آیا هدیۀ مرا قبول میکنی؟ ( یوحنا 3 : 16 )

                      من منتظر تو هستم.( لوقا 15 : 11-32 )

 

دوستت دارم  

پدر آسمانی تو. خالق هستی بخش

ارسال شده در : 2008/2/11 ساعت 5 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2008/1/16 :: 5 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
mono? courمقایسۀ چهره به چهرۀ گفته ها و تعالیم عیسای مسیح و محمد
ier, new, courier>سوال: من یک مسلمان هستم. چرا باید به فکر مسیحی شدن باشم؟

جواب: به احتمال قوی جالب ترین جنبۀ ارتباط اسلام و مسیحیت آن چیزی است که قرآن در بارۀ عیسی مسیح می گوید. مطابق قرآن، الله عیسی را فرستاد و او را با روح القدس حمایت نمود (سوره 87:2)، الله عیسی را متعالی ساخت (سوره 253:2)، عیسی پاک و بدون گناه بود (سوره 46:3 ؛ 85:6 ؛ 19:19)، عیسی از مردگان برخیزانیده شد (سوره 33:19-34)، الله به عیسی فرمود تا مذهبی تأسیس نماید (سوره 13:42)، و اینکه عیسی به بهشت بُرده شد (سوره 157:4-158). در نتیجه، مسلمانان مؤمن باید با تعالیم عیسی مسیح آشنائی داشته و او را متابعت کنند (سوره 48:3-49 ؛ 46:5).

تعایم عیسی مسیح توسط شاگردانش در اناجیل به جزئیات به رشتۀ تحریر درآمده اند. قرآن، در سوره 111:5 می گوید که شاگردان تحت الهام روح القدس به عیسی و پیغام او ایمان آوردند. سوره 6:61 و 14 عیسی و شاگردانش را به عنوان معاونین الله معرفی می کند. بنابراین، شاگردان عیسی به عنوان معاونین الله کلام مسیح را به دقت تمام به رشتۀ تحریر درآوردند. قرآن به مسلمانان تعلیم می دهد که تورات و اناجیل را احترام نموده پیروی کنند (سوره 44:5-48). اگر عیسی مسیح پاک و بی گناه بود، پس همۀ تعالیم او حقیقت دارد. و اگر شاگردان مسیح معاونین الله بودند، پس آنچه را از مسیح و تعالیمش به رشتۀ تحریر درآورده اند دقیق و صحیح می باشد.

الله، از طریق محمّد، مسلمانان را در قرآن تعلیم می دهد تا انجیل را بخوانند. الله اینچنین تعلیمی نمی داد اگر اناجیل تحریف شده بودند. با توجه به مندرجات در قرآن نسخه های موجود از انجیل در زمان محمّد صحّت داشته و مورد تأئید الله بوده اند. امروزه هزاران نسخه از اناجیل یافت شده اند که قدمت تعدادی از آنان به 450 سال پیش از زمان محمّد می رسد. مقایسۀ نسخه های بدست آمده از انجیل که قدمت آنها به قبل از محمّد، زمان محمّد، و بعد از محمّد می رسد نشان می دهد که همه (بدون استثناء) دقیقاً با یکدیگر مطابقت دارند. پس هیچ دلیل قانع کننده ای مبنی بر تحریف اناجیل وجود ندارد. بنابراین میتوان اطمینان داشت که همۀ تعالیم مسیح حقیقت است، همۀ آنها بدقت در اناجیل ثبت شده اند، و الله اناجیل را حفاظت کرده است.

در بارۀ مسیح چه چیزهائی در اناجیل مرقوم است؟ در یوحنا 6:14 عیسی اعلام نمود: "من راه و راستی و حیات هستم. هیچکس جز بوسیلۀ من نزد پدر نمی آید." عیسی مسیح تعلیم داد که او تنها راه رسیدن به خداست. در متی 19:20 او فرمود که مصلوب شده، به قتل خواهد رسید، و روز سوم از مُردگان قیام خواهد کرد. این وقایع چنانکه مسیح فرموده بود رُخ داد و در اناجیل ثبت شد (متی باب های 27 و 28؛ مرقس باب های 15 و 16؛ لوقا باب های 23 و 24؛ یوحنا باب های 19-21). چرا عیسی، این پیغمبر بزرگ خدا، می بایستی اجازه دهد او را به قتل رسانند؟ چرا اصلاً لازم بود الله اجازه دهد این اتفاق بیفتد؟ عیسی گفت: "کسی مُحبتِ بزرگتر از این ندارد که جان خود را بجهت دوستان خود بدهد." (یوحنا 13:15) یوحنا 16:3 خاطر نشان می سازد که خدا آنقدر ما را دوست داشت که عیسی را فرستاد تا به جهت ما جان خود را فدا کند.

چرا ما احتیاج داریم عیسی مسیح جان خود را به جهت ما بدهد؟ تفاوت اصلی اسلام و مسیحیت در همین نکته است. اسلام تعلیم می دهد که الله ما را بر اساس سنگینی وزنۀ اعمال خوب و بدمان داوری خواهد کرد. ولی تعلیم مسیحیت این است که هیچکس قادر نیست آنقدر اعمال نیکو انجام دهد که بر اعمال بدش سبقت جسته او را به بهشت ببرد. حتی اگر انسان (به فرض محال) اعمال بدش را تحت پوشش اعمال نیکش قرار دهد، خدا همچنان قدوس، پاک، و عاری از گناه است به طوری که حتی یک گناه را تحمل نخواهد کرد. یعنی حتی یک گناه کافی است که آن خدای قدوس ما را از رسیدن به بهشت باز دارد. الله، اگر کامل و مقدس است، نمی تواند متحمل حتی یک ناپاکی در بهشت شود. بنظر می رسد که این حقیقت هیچ امیدی برای ما بجا نمی گذارد جز سپری کردن ابدیت در جهنم! قدوسیت الله ایجاب می کند که گناه را برای تمام ابدیت محکوم و داوری نماید. به همین دلیل لازم بود عیسی مسیح قربانی گناه ما بشود.

مطابق قرآن، عیسی مسیح عاری از گناه بود. چگونه ممکن است که یک انسان در همۀ طول عمرش مرتکب حتی یک گناه نشود؟ در واقع، این غیر ممکن است. پس مسیح چگونه بی گناه بود؟ عیسی مسیح وجودی بیش از یک انسان بود. خود عیسی مسیح ادعا نمود که خداست (یوحنا 30:10). عیسی مسیح ادعا نمود که همان خدای تورات (عهد عتیق) است (یوجنا 58:8). اناجیل بطور واضح تعلیم می دهند که عیسی مسیح خدای مجسّم است؛ یعنی خدا در قالب جسم (یوحنا 1:1 ، 14). خدا می دانست که همۀ ما گناه کرده ایم و نمی توانیم وارد بهشت شویم. خدا می دانست که تنها را ه برای آمرزش گناهان ما این بود که جریمۀ گناهان ما پرداخت شود. و خدا می دانست که تنها او قادر بود این قیمت گزاف را بپردازد. به همین خاطر خدا انسان شد (عیسی مسیح)، بی گناه زیست نمود (سوره 46:3؛ 85:6؛ 19:19)، پیغامی عاری از خطا تعلیم داد، و برای ما مُرد تا جریمۀ گناهان ما را ادا کند. خدا به این عمل مبادرت ورزید چون ما را دوست داشت و می خواست ما ابدیت را در بهشت با او صرف کنیم.

همۀ اینها چه مفهومی برای شما دارند؟ عیسی قربانی کامل گناهان ما است. خدا بخشش و نجات را به ما هدیه می دهد اگر ما به سادگی آن را بپذیریم (یوحنا 12:1) و ایمان آوریم که عیسی همان نجات دهنده ای است که به مانند یک دوست جان خود را برای ما فدا کرد. اگر شما به عیسی مسیح به عنوان نجات دهندۀ خویش اعتماد کنید، او شما را اطمینان خواهد بخشید که برای تمام ابدیت دارای حیات جاودانی در بهشت هستید. خدا گناهان شما را خواهد بخشید، باطن شما را پاک خواهد کرد، روح شما را تازه خواهد ساخت، به شما حیات پرثمر در این جهان، و حیات جاودان در جهان آینده خواهد بخشید. چگونه می توان چنین هدیۀ باارزشی را رد کرد؟ چگونه می توان به خدائی که ما را محبت نمود و جان خود را در راه ما فدا نمود پُشت کرد؟

اگر شما مطمئن نیستید به چه چیزی ایمان دارید، شما را دعوت می کنیم که در دعا به خدا بگوئید: "خدایا، مرا کمک کن تا حقیقت را بیابم. مرا یاری فرما تا تعلیم و اعتقادات غلط را تشخیص دهم. مرا کمک کن تا راه صحیح نجات را بشناسم." خدا همواره چنین دعائی را جواب می دهد.

اگر شما مایلید که عیسی مسیح را به عنوان نجات دهندۀ شخصی خود بپذیرید، به سادگی با او صحبت کنید. در سکوت و یا با صدای بلند به او بگوئید که شما می خواهید هدیۀ نجات در مسیح را از او بپذیرید. اگر می خواهید دعا کنید، میتوانید بگوئید: "خدایا، برای محبتی که نسبت به من داری ممنونم. متشکرم که جان خود را برای من قربانی کردی. برای نجاتی که برای من تدارک دیدی ممنونم. هدیۀ نجات در عیسی مسیح را با ایمان می پذیرم و به او به عنوان نجات دهنده ام اعتماد می کنم. تو را دوست دارم و خود را به تو تسلیم می کنم."

آیا با مطالعۀ این مطالب تصمیم گرفتید تا با ایمان مسیح را در قلب خود بپذیرید؟ اگر اینچنین است، لطفاً دگمۀ زیر را فشار دهید. "امروز مسیح را در قلب خود پذیرفتم"

منبعhttp://www.gotquestions.org/Farsi/Farsi-Now-What.html

ارسال شده در : 2008/1/16 ساعت 5 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2007/12/24 :: 2 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

 

 

مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن
یه سار شروع به خواندن کرد اما مرد نشنید


فریاد برآورد خدایا با من حرف بزن......آذرخش در آسمان غرید اما مرد اعتنایی نکرد

مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت:پس تو کجایی؟؟؟؟ بگذار تو را ببینم....... ستاره ای درخشید اما مرد ندید

مرد فریاد کشید"خدایا یک معجزه به من نشان بده"......کودکی متولد شد و اما مرد باز توجهی نکرد

مرد در نهایت یاس فریاد زد: خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم.........از تو خواهش میکنم... پروانه ای روی دست مرد نشست و او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد...
 
ما خدا را گم میکنیم.........در حالی که او در کنار نفسهای ما جریان دارد.........
خدا اغلب در شادیهای ما سهیم نیست......تا به حال چند بار خوشی هایت را آرام و بی بهانه به او گفته ای؟؟
تا به حال به او گفته ای که چه قدر خوشبختی؟؟؟؟؟ که چه قدر همه چیز خوب است؟؟؟؟ که چه خوب که او هست ؟؟؟
  
خدا همراه همیشگیه سختی ها و خستگی های ماست
 زمانی که خسته و درمانده به طرفش میرویم ،خیال میکنیم تنها زمانی که به خواسته ی خود برسیم او ما را دیده و حس کرده
اما .......... گاهی بی پاسخ گذاشتن برخی از خواسته های ما نشانگر لطف بی اندازه ی او به ماست
 
خورشید را باور دارم حتی اگر  نتابد
به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکنم
به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد
تا خدا هست جایی برای نا امیدی نیست…


گردآوری و تهیه: راشین سایرس

 

 

 

 

گفتگو با خدا

از خداوند خواستم تا عـادتـهای زشـتـم را ترک دهـد ...

خداوند فرمود : خودت بايد آنها را رها كنی !

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند !

فرمود : صبر، حاصل سختی و رنج است ، عطا كردنی نيست بلکه آموخـتـنـی است ...

 

گفتم : پس مرا خوشبخت کن !

فرمود : نعمت از من ، خوشبخت شدن از تو...

 

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نـكـنـد !

فرمود : رنج از دلبستگـیـهای دنيايی جدا و به من نزدیکـتـرت می‌کـنـد ...

 

پس از او خواستم تا روحم را رشد دهد ...

فرمود : نه ، تو خودت بايد رشد كنی ، من فقط شاخ و برگ اضافـيـت را هرس می كنم ، تا بارور شوی  ...

 

از خدا خواستم حداقل كاری كند كه از زندگی لذت كامل ببرم ...

فرمود : برای همين كار من به تو زندگی داده ام !

 

نا امیدانه از خدا خواستم كمكم كند تا همان قـدر كه او مرا دوست دارد ، من هم ديگران  را دوست بدارم ...

خداوند فرمود : بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد ... !

 

گرد آوری " راشین سایروس

ارسال شده در : 2007/12/24 ساعت 2 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2007/12/4 :: 4 PM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
من آناهیتا, 21 ساله از ایران هستم. در تابستان سال 2003 به عیسی مسیح ایمان آوردم و قلب خود را به اوسپردم. و حالا من خیلی خوشحالم که یکی ازفرزندان او هستم.
من در یک خانوادۀ مسلمان به دنیا آمدم. همیشه در تلاش بودم که برای پیدا کردن خدا, همۀ قانون های اسلام را رعایت کنم تا بتوانم یک شخص خوبی برای خداوند بشوم.
پدرم در سال 2000 بخاطریک سری از مشکلاتی که در ایران داشت به پاکستان آمد. بعد از 2 سال من و مادر و خواهر کوچکم به پاکستان آمدیم و متوجه شدم که پدرم به مسیحیت روی آورده و مسیحی شده اما با این حال هیچ اهمیتی به این موضوع نمی دادم.
بعد از مدتی پدرم به من کتاب مقدس دا د , و تنها چیزی که گفت این بود: " این کتاب را بخوان"
من شروع کردم به مطا لعۀ کتاب مقدس, خیلی برایم جالب بود.وقتی در کتاب مقدس از معجزات مسیح می خواندم گریه می کردم اما, همینکه کتاب را
می بستم, همۀ چیزهای را که خوانده بودم فراموش می کردم و دوباره شروع به خواندن نماز وانجام کارهای اسلامی می کردم.
در آن زمان ما مشکلات زیادی داشتیم و هر روزه مشکلاتمان بیشتر می شد, وهمچنین من دربارۀ حقیقت گیج شده بودم, نمی دانستم کدامین خداوند, خدای حقیقی است, خدای من یا خدای پدرم؟
این سوال همیشه توی ذهن من بود و باعث آزار من می شد اما هیچوقت جوابی برای سوالم پیدا نمی کردم, در نهایت برای به دست آوردن حقیقت به سوی خداوند رفتم و از او درخواست کردم که راه حقیقت را به من نشان دهد, به خداوند گفتم: من هیچ دعا و نمازی را انجام نخواهم داد تا زمانی که او به من نشان دهد که کدامین راه, راه حقیقی است.
روزها و ما ه ها سپری می شد اما من هیچ چیزی از خداوند نمی دیدم. مشکلاتمان هر روز بیشتر می شد و بخاطر همۀ آن مشکلات, خواهر کوچکم دچار افسردگی شدید شد.
من خیلی گریه می کردم وهمچنین به طریقۀ خودم برای شفای خواهرم دعا می کردم, اما هیچ نتیجه ایی نگرفتم, احساس نا امیدی و شکست می کردم. به اتاقم رفتم و همۀ درها را بستم, در کنار آئینه ، عکس کوچکی از مسیح داشتم که تاجی از خار بر سرش داشت ناگهان در مقابل عکس عیسی زانو زدم و با چشمانی پر از اشک به مسیح می گفتم: تو ادعا می کنی که خدای واقعی تو هستی, پس اگر واقعا خدا هستی , باید خواهر مرا شفا دهی و به من ثابت کنی که" خدای حقیقی تو هستی" .
بعد از آن دعا مسیح به دعا و درخواست من پاسخ داد و خواهرم شفای کامل را دریافت کرد, یکشنبه آینده تصمیم به رفتن کلیسا به همراه پدرم را گرفتم. کلیسای که می رفتم, کلیسایی به زبان انگلیسی بود, و زبان انگلیسی من در آن زمان خوب نبود, اما به حد خیلی کم متوجه می شدم, کشیش کلیسا به همۀ ایمانداران گفت: برای چند دقیقه دو نفر به دو نفر برای یکدیگر در دعا باشید, در همین میان یک ایماندار آفریقایی بدون اینکه من متوجه شوم دستان مرا درمیان دستانش می گیرد و به طور خیلی جدی برایم دعا می کند,دعا و طریقۀ دعای این ایماندار آفریقایی برایم جالب و همینطور خنده دار بود,به طوری برایم دعا می کرد که گویی از همۀ مشکلات من آگاهی دارد.
در تمام مدت دعا من می خندیم, تا اینکه دعا به اتمام رسید و بعد دعا همه به پا ایستادن و شروع به سراییدن سرود کردند,نام سرود " خداوند نیکوست" بود. وقتی که به این سرود گوش می کردم ناگهان گریه کردم و خجالت زده شدم از اینکه چرا برای کسیکه صادقانه برایم دردعا بود خندیدم, در همان لحظه به صلیبی که در مقابل من بود خیره شدم و" ناگهان صدایی شنیدم" که به من گفت:" این است همان راه حقیقی که به دنبالش بودی,اگر قلب خود را باز کنی و یک جای کوچک به من بدهی , من به درون قلبت خواهم آمد"
من چنان احساس شادی می کردم که هیچوقت در زندگی چنین احساسی را تجربه نکرده بودم.
مشکلات ما همچنان باقی بود اما با این تفاوت که دیگر بر دوش من نبود بلکه در دستان مسیح بود و من واقعا این را حس می کردم.
خواهران و برادران عزیز, من هنوز هم در مشکلات هستم, اما مسیح به من نشان داد که با ایمان داشتند و وفادارماندن به او همه چیز امکان پذیر است.
من خیلی خوشحال هستم که خداوند راه حقیقی رادرسنین جوانی به من نشان داد.
خدا را شکر می کنم برای اینکه تنها فرزنده یگانه اش عیسی مسیح را بخاطر گناهان ما قربانی کرد تا ما ، از اسارت گناه آزاد شده و بخشیده شویم.
تنها جلال از آن عیسی مسیح است.خداوند به تک تک شما برکت دهد به امید اینکه قلب شما نیزلمس وجایگاه مسیح خداوند شود.
برکت خداوند بر شما باد.آمین !

خواهر شما در مسیح خداوند آناهیتا.
                 

منبع http://www.christforiran.com/Anahita_testemony.htm

ارسال شده در : 2007/12/4 ساعت 4 PM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2007/11/17 :: 11 AM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان

به نظر شما عيسي كيست......

  •  برجسته‌ترين شخص در تمام ادوار؟
  • بزرگترين رهبر؟
  • بزرگترين استاد؟
  • كسي كه نيكوترين كارها را براي بشريت انجام داد؟
  • كسي كه مقدسترين زندگي را زيست كه هيچ كس هرگز نزيسته بود ؟

 

امروزه به هر كجاي دنيا كه برويد, با پيروان هر مذهبي كه صحبت نماييد, صرف‌نظر از اينكه چقدر نسبت به مذهب خويش متعهد مي باشند، اگر چيزي درباره تاريخ بدانند، بايد بپذيرند كه هرگز كسي مانند عيساي ناصري وجود نداشته است.
عيسي مسير تاريخ را تغيير داد. حتي تاريخ روزنامه صبحي كه در دست داريد گواه بر اين اصل مي‌باشد كه عيساي ناصري 2000 سال پيش بر روي زمين مي‌زيست.
B.C (ق. م) يعني قبل از مسيح و( A.D (Anno Domini يعني سالهاي خداوند.

پيشگويي ظهور عيسي

صدها سال قبل از تولد عيسي،كتب مقدسه نبوت انبياي اسرائيل را در مورد ظهور وي به ثبت رسانيدند. عهد عتيق كه به وسيله اشخاص بسياري در طي مدت 1500 سال نگاشته شده است, شامل 300 نبوت در مورد آمدن وي مي‌باشد. تمامي اين جزئيات و همچنين تولد معجزه آسا, زندگي عاري از گناه, معجزات بسيار, مرگ و قيام او تماماً به واقعيت پيوستند. زندگي‌اي كه عيسي زيست, معجزاتي كه او كرد, سخناني كه او گفت, مرگش بر روي صليب, قيام او, عروج او به آسمان، همه اين اصل را بيان مي‌كنند كه او تنها يك انسان نبود, بلكه بيش از يك انسان بود. عيسي اعلام نمود كه "من و پدر يك هستيم، هيچ كس نزد پدر جز به وسيله من نمي‌آيد". (يوحنا 14: 6)

زندگي و پيام او موجب تغيير مي‌گردد

هرگاه به زندگي عيساي ناصري و تاثير آن از ديد تاريخ نظري بيفكنيد، مشاهده خواهيد نمود كه حضور او و پيامش همواره در زندگي مردم و اقوام مختلف باعث تغييرات بزرگي گرديده‌ است. هر جا كه تعاليم او تاثير خود را بر جاي گذاشته، تقدس ازدواج، حقوق زنان، حق راي، تاسيس مدارس و دانشگاهها جهت تحصيلات عاليه, وضع قوانين براي محافظت از كودكان، برچيده شدن برده‌داري و هزاران تغيير مفيد ديگر در زندگي‌هاي شخصي نيز به گونه‌هاي مختلف ايجاد شده است. براي مثال، " ليوو والاس " يك ژنرال مشهور و نابغه در ادبيات، به عنوان يك ملحد شناخته شده بود. براي مدت دو سال، آقاي "والاس" مشغول مطالعه در برجسته‌ترين كتابخانه‌هاي اروپا و آمريكا بود. او در جستجوي اطلاعاتي بود تا به وسيله آنها مسيحيت را براي هميشه نابود سازد. هنگام نگارش دومين فصل كتابي كه او بدين منظور مي‌نوشت، گريه‌كنان در حالي كه زانو زده بود فرياد بر آورد : " عيسي ، اي خداي من و اي خداوند من" و اينچنين مسيح را يافت. با چنين مدرك محكم و غير قابل بحثي او ديگر نمي‌توانست خداوندي و پسر خدا بودن عيسي را انكار كند. بعدها " ليو والاس" كتاب "بنهور" را به رشته تحرير در آورد كه يكي از بزرگترين رمانهاي قرن به زبان انگليسي است و داستان آن در دوران زندگي مسيح اتفاق افتاده . همينطور "سي.اس.لوئيس"، پروفسور دانشگاه آكسفورد انگلستان كه از عرفاي منكر وجود خدا بود و سالهاي متمادي الوهيت مسيح را انكار مي‌كرد نيز پس از مطالعه عميق و گسترده و بعد از يافتن شواهدي بر حقانيت الوهيت مسيح در صداقتي عقلاني پذيرفت كه عيسي همان خداي حقيقي و منجي عالم است و زندگي خود را به او تسليم نمود.

خداوند، دروغگو، يا ديوانه؟ 

" لوئيس" در كتاب مشهورش به نام "مسيحيت صرف" اين جمله را بيان مي‌كند: "شخصي كه تنها يك انسان است و چيزهايي را مانند عيسي مي‌گويد نمي‌تواند يك استاد بزرگ اخلاق باشد".
او مي‌تواند يك ديوانه باشد- همطراز با مردي كه مي‌گويد خود يك تخم‌مرغ آبپز است- يا بايد شيطان مجسم جهنمي باشد.
شما بايد انتخاب كنيد. او يا پسر خدا بوده و هست يا يك مرد ديوانه يا چيزي بدتر از آن. شما يا مي‌توانيد او را يك ديوانه تلقي كنيد يا به پايش بيفتيد و او را خداوند خود خطاب نماييد. ولي خواهش مي‌كنم درباره او اين سخن بي‌معني را نگوييد كه او يك استاد بزرگ بشريت بود. او چنين بابي را براي ما نگشوده است.
عيسي مسيح براي شماكيست؟ زندگي شما بر روي اين جهان و در ابديت بستگي به پاسخ شما به اين پرسش دارد.
تمامي اديان توسط انسان پايه‌گذاري شده‌اند و بر پايه فلسفه‌هاي انساني، قوانين و ميزانهاي رفتاري استوار گرديده‌اند. اگر بنيانگزاران اين اديان را از قوانين و نحوه پرستش آنها خارج سازيد، شاهد تغيير كوچكي در آنها خواهيد بود.
ولي عيسي مسيح را از مسيحيت خارج نماييد، هيچ چيز ديگري باقي نخواهد ماند. مسيحيت كتاب مقدسي تنها فلسفه‌اي براي زندگي نيست و نه استانداردهاي اخلاقي براي اطاعت از مراسم مذهبي. مسيحيت واقعي بر پايهاي اساسي يعني رابطه‌اي شخصي با خداوند و منجي زنده و قيام كرده استوار مي‌باشد.

بنيانگزار قيام كرده

عيساي ناصري بر روي صليب مصلوب شد، در قبري قرض شده دفن گرديد و در روز سوم از مردگان قيام نمود. مسيحيت در اين خصوص بي‌نظير است.
هر گونه بحث در مورد اعتبار مسيحيت بستگي به اثبات قيام عيساي ناصري دارد.
در طي قرون متوالي عالمان بزرگ تصميم گرفته‌اند كه قيام او را به اثبات برسانند. آنها ايمان آورده و اكنون نيز ايمان دارند كه عيسي زنده است.
"سايمون گرينليف" متصدي حقوقي ثبت در مدرسه قانون هاروارد پس از مطالعه و تفحص درباره واقعه قيام كه توسط نويسندگان اناجيل به دست ما رسيده است، به اين نتيجه مي‌رسد كه "غير ممكن است آنها بتوانند بر عقايد خود مبني بر قيام نكردن عيسي از مردگان اصرار نمايند. حقايق نقل شده در اناجيل اين را اثبات مي‌نمايد كه اگر آنها اين اصل را نمي‌فهمند و به آن اطمينان ندارند پس ساير اصول را نيز نخواهند فهميد".
"جان سينگلتون كپُلي " كه بعنوان يكي از مغزهاي حقوقي در تاريخ بريتانيا شناخته شده است چنين نظر مي‌دهد كه: "من بسيار خوب مي‌دانم كه مدرك و گواه چيست و اين را به شما مي‌گويم كه رويدادي مانند قيام هرگز قابل انكار نمي‌باشد".

دلايلي براي ايمان
قيام هسته مركزي ايمان يك مسيحي است. دلايل متعددي براي اين مسئله كه چرا كسي كه در مورد قيام مطالعه مي‌نمايد به واقعيت آن ايمان مي‌آورد، وجود دارد:
پيشگويي: ابتدا، عيسي خود پيشگويي كرد كه مرده و قيام خواهد نمود و مرگ و قيام او همان گونه اتفاق افتاد كه وي پيشگويي كرده بود. (  لوقا 18: 31-33 )

قبر خالي: دوم، قيام تنها پاسخ موجه براي قبر خالي اوست.  اين داستان كتاب‌مقدسي نمايانگر قبري است كه بدن مسيح را در آن گذاشته و به وسيله سنگي عظيم مسدود و در احاطه سربازان رومي قرار گرفته بود. 
 اگر كسي ادعا مي‌نمايد كه عيسي نمرده بلكه ضعيف شده بود، پس نگهبانان و سنگ مي‌توانستند از فرار او جلوگيري نمايند- يا از هرگونه كوششي توسط پيروان او جهت آزاد ساختنش ممانعت بعمل آورند.
دشمنان عيسي هم بدن او را بر نمي‌داشتند زيرا گمشدن بدن او تنها موجب تشويق ايمان پيروانش در مورد قيام او مي‌شد.

ملاقاتهاي شخصي: سوم، قيام تنها پاسخ براي ظهور عيسي مسيح به پيروانش مي‌باشد. پس از قيامش عيسي حداقل ده بار به آناني كه او را مي‌شناختند و به مردم بسياري مثلاً 500 نفر در يك بار ظاهر شد. خداوند ثابت كرد كه اين ظاهر شدنها توهم نيستند زيرا او با آنها غذا خورد ، حرف زد و آنان او را لمس كردند. (  اول يوحنا 1:1 )


تولد كليسا: چهارم، قيام تنها پاسخ مستدل براي شروع كليساي مسيحي مي‌باشد. كليساي مسيحي بزرگترين بنيادي است كه تاكنون در تاريخ جهان به وجود آمده است. قسمت اعظم محتواي موعظه در اولين جلسه اين كليسا در مورد قيام بود. ( اعمال 2: 14-36 )
بدون شك، كليساي اوليه آگاه بود كه قيام مسيح پايه و اساس پيامش مي‌باشد. دشمنان عيسي در واكنش به ايجاد كليسا مي‌توانستند در صورت داشتن بدن مرده عيسي به سادگي با ارائه آن در هر زمان شاگردان را از موعظه به قيام باز دارند ولي هرگز اينچنين نشد زيرا او بالفعل از مردگان قيام كرده بود.

زندگيهاي تغيير يافته: پنجم، قيام تنها دليل منطقي براي پاسخ در مورد زندگيهاي تغيير يافته شاگردان است. آنها پيش از قيامش او را ترك كردند، پس از مرگش گرفتار ترس و ياس شده بودند. آنها انتظار نداشتند كه عيسي از مردگان قيام نمايد. ( لوقا 24: 1-11 )

بعدها پس از قيامش و تجربه آنها در روز پنطيكاست، همين مردان و زنان مايوس و بي‌هدف با قدرت مسيح قيام كرده ، تغيير يافته و در نام عيسي مسيح جهان را دگرگون ساختند. بسياري زندگي خود را به خاطر ايمانشان از دست دادند، ديگران به طور وحشتناكي تحت جفايا قرار گرفتند. شجاعت آنها و رفتارشان به خاطر درك اين مسئله بود كه آنها مي‌دانستند بخاطر ايمان به واقعيت قيام عيسي مسيح مجرم محسوب مي‌شوند و اين اصلي بود ارزشمند براي شهادت آنان.
در طي 40 سال كار با پيروان عقل و منطق در دنياي دانشگاهي، كسي را نديده‌ام كه درباره اين واقعه عميقاً مطالعه نموده باشد و الوهيت و قيام عيسي ناصري برايش اثبات نشده باشد و نپذيرد كه او پسر خدا و مسيح موعود است.
كساني هم كه ايمان ندارند خودشان صادقانه مي‌گويند كه من وقتي را براي مطالعه كتا‌ب‌ مقدس و حقايق تاريخي درباره مسيح نگذاشته‌ام.

خدايي زنده: به خاطر قيام عيسي، پيروان راستينش او را به عنوان بنيانگزار مرده يك مذهب يا مكتب اخلاقي نمي‌نگرند بلكه در رابطه‌اي زنده و شخصي با  او كه خداي زنده است بسر مي‌برند. عيسي مسيح امروز زنده است و وفادارانه آناني را كه به او ايمان دارند و از او اطاعت مي‌نمايند بركت مي‌دهد.
در طي قرون متمادي بسياري عيسي مسيح و ارزش او را شناخته‌اند، و به جمع كساني كه جهان را تحت تاثير قرار داده‌اند، پيوسته‌اند.
فيلسوف و فيزيكدان فرانسوي "بلزپاسكال" درباره احتياج انسان به مسيح چنين مي‌گويد: " در قلب هر انساني

 

ارسال شده در : 2007/11/17 ساعت 11 AM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



2007/11/16 :: 11 AM :: به قلم : کلیسای مسیح کردستان
روح القدوس تازهکن روحم با لمس خود

روشن کنافکار مرا با نورخود

پرنما قلب مرا با نیکوییت

سیراب نماازنهر اب حیات

بندگردان:

جلال برتو پدر بهر روح القدس .جلال ای خداوند بهر روح پاکت

جلال برتو پدر بهر روح القدس .جلال بر تو جلال بر تو ای پدر

هللویا.هللویا.هللویا.هللویا(۲)

روح القدس تازه کن روحم با قدرتت

روح القدس زندگیم را تبدیا نما

روح القدس جاری کن مهر منجیم را

روح القدس تقدیس کن با کلامت

                                                         امین

ارسال شده در : 2007/11/16 ساعت 11 AM
مرتبط با : | شناسه موضوع : 0
لینک دائم | نگارنده : کلیسای مسیح کردستان |



This template had been designed by CATRINA . CopyRight © 2009 All Rights reserved